روز شرمساری زمين

مي گفت :فردا

روز بوسهء شمشير و رگ هاي ماست.

روز نيزه ها  و سرها

روز دشنه و پهلو

روز چشم و خار

روز آتش وعطش

روز خيمه هاي سوخته و روز شرمساري زمين

يك نفر فردا مي خواند: « ما رايت الا جميلا"»

هرآنچه در آن سرزمين بود زيبايي بود و زيبايي

من سرهاي بريده را بر نيزه ها ديدم .

من زيباترين آواز خدا را از حنجره هاي بريده شنيدم .

چه روز زيبايي است روز تو يا حسين

/ 0 نظر / 4 بازدید